اخلاقي

دنیا از منظر امام علی علیه ‏السلام)

سـرای گذر (دنیا از منظر امام علی علیه‏السلام) 2

ستایش و مدح دنیا

1 ـ تعریف از دنیا

لنعم دار من لم یرض بها دارا1
دنیا خوب سرایی است برای کسی که به آن دل نبسته است.
امام علی علیه‏ السلام فرمودند:
دنیا سرای راستی است برای کسی که (گفتار) آن را باور دارد. سرای ایمنی (از عذاب الهی) است برای کسی که فهمید و آن چه را که خبر داد، دنيا سرای توانگری است برای کسی که از آن توشه بردارد (پیرو خدا و رسول باشد) سرای پند است برای کسی که از آن پند گیرد. جای عبادت و بندگی دوستان خدا (پرهیزگاران) و جای نمازگزاردن فرشتگان خدا و جای فرودآمدن وحی خدا و جای بازرگانی و تجارت دوستان خداست که در آن رحمت و فضل (او را) به دست آورده و سودشان بهشت باشد.2
بنابراین علاقه‏ ی انسان به دنیا همانند:
ـ علاقه ‏ی زارع و کشاورز به زراعت خود (الدنیا مزرعة الاخره)؛
ـ علاقه‏ ی تاجر به متجر (الدنیا متجر اولیاءاللّه)؛
ـ علاقه‏ ی مسابق به میدان السابق (ألا و انّ الیوم المضمار و غدا السباق…)؛
ـ علاقه‏ ی عابد به مسجد (الدنیا مسجد احباء اللّه) می‏باشد.
و به فرموده‏ ی حضرت، دنیا دشمن انسان و ظلم کننده به او نیست، مگر این که انسان خودش به نفس خودش ستم کند و از دنیا بهره نبرد.3

تو دنیا نگر خانه‏ ی راستی
بر آن کس که جوید در آن راستی

بود خانه‏ ی عافیت بهر آن
که فهمد چه بازی کند اندر آن

احبای حق راست پاکیزه مسجد
برای ملایک مصلی و معبد

بود مهبط وحی حق خدایش
تجارت گه بی‏غش اولیایش

در آن کسب رحمت نمایند و غفران
وزان بهره گیرند مینوی رضوان4

دنیا جایگاه، خانه و عالم بسیار خوبی است برای کسی که هر دو بُعدش را ببیند، برای کسی که دنیا را به عنوان رهگذر بداند، جای بسیار خوبی است.5

امام خمینی رحمه الله در کتاب اربعین حدیث می‏فرمایند:
از برای انسان دو دنیاست، یکی ممدوح و یکی مذموم. آن چه ممدوح است، حصول در این نشاه است که دارالتربیه و دارالتحصیل و محل تجارت مقامات و اکتساب کمالات و تهیه‏ی زندگانی سعادتمند ابدی است که بدون ورود در این جا امکان‏پذیر نیست. دنیا مزرعه‏ ی آخرت و ماده‏ی همه‏ی نِعَم بهشتی و نِقَم جهنمی است.6

2 ـ دنیای خوب پرهیزگاران

الدنیا متجر أولیاءاللّه7
دنیا جای بازرگانی دوستان خداست.

و انما ینظر المؤمن الی الدنیا بعین الاعتبار، و تقیات منها ببطن الاضطرار و یسمع فیها باذن المقت والابغاض8
و مؤمن به چشم عبرت و آگاهی به دنیا می‏نگرد و به اندازه‏ی نیازمندی شکم از روی اضطرار و ناچاری، قوت و روزی به دست می‏آورد و به گوش، خشم و دشمنی (گفتار درباره‏ی دنیا را) می‏شنود.

مؤمن به جهان زچشم عبرت نگرد
جز رفع ضرورتی از آن بر نبرد

آهنگ جهان گوش خراش است بر او
نه سور و نه کاسه و نه آش است بر او9

نعمت ‏های دنیا برای ما و مخصوص ماست و دنیا عزیز است و زیباست و در اختیار ما. از این رو، نباید هم‏چون راهبان از دنیا بگریزیم.

پیامبر صلی‏ الله‏ علیه و‏آله فرمودند: «الدنیا مزرعة الاخرة»؛ زیرا کردار ما در این جهان، مایه‏ی حیات ما در آن جهان است و دنیا پلکان صعود ما به قله‏ی آخرت و پل عبور ما به فراخنای ابدیت است. تا از این جا مایه نگیریم و با نکوکاری در این جهان برای خلود در آن جهان تلاش نکنیم، به بیهودگی و پوچی گراییده‏ایم.

دنیا به هنگامی عزیز، شریف و ارجمند و لایق دوست داشتن است که وسیله‏ای باشد برای خدمت به مردم و بسط عدل و آزادی و تحکیم بنیان‏های برابری و صلح و هم‏گامی و تربیت برای آمادگی زیست جاودانه در جهان دیگر.10
حضرت علی علیه‏ السلام در بیان ویژگی‏های پرهیزکاران در برخورد آنان با دنیا می‏فرماید:

پرهیزکاران گروهی هستند (در ظاهر) از اهل دنیا که (در باطن) اهل آن نیستند. پس در دنیا می‏باشند مانند کسی که اهل آن نیست. عمل آنان در چیزی است که (بعد از مرگ) می‏بینند، و به دفع عذابی که از آن می‏ترسند، می‏شتابند. بدن‏هاشان بین اهل آخرت در گردش است؛ اهل دنیا را می‏بینند که به مرگ جسدشان اهمیت می‏دهند و ایشان به مرگ دل‏های زنده‏ی خود بیشتر اهمیت می‏دهند.11

در حقیقت اینان به امور جهان واقع ‏بینانه‏ تر می‏ نگرند و سرمستی و غرور به دست آوردن چیزی، پرده‏ی دیده‏ی بصیرت‏شان نمی‏شود و از واقعیت جهان آنان را غافل نمی‏کند.12

3 ـ منع از نکوهش دنیا

انّ الدنیا دار صدق لمن صدقها13
دنیا سرای راستی است برای کسی که آن را باور دارد.

امام علی علیه السلام هنگامی که شنید مردی دنیا را نکوهش می‏کرد، (در ستودن دنیا) فرمود: ای نکوهش‏گر دنیا! که به نیرنگ او فریفته شده‏ای و به ناراستی‏ هایش گول می‏خوری، آیا به دنیا فریفته شده‏ای و آن را نکوهش می‏نمایی؟ تو بر آن جرم و گناه می‏نهی یا دنیا بر تو جرم می‏نهد؟

از کجا و چه وقت دنیا تو را سرگردان نمود یا کی فریبت داد؟ آیا به جاهای بر خاک افتادن پدرانت و پوسیده شدن آنان یا به خوابگاه‏ های مادرانت زیر خاک؟ پس کیست دنیا را نکوهش می‏کند در حالی که (مردم را) به دوری خود (از آن‏ها) آگاه ساخت و به جدایی خویش ندا داد، و خود و اهلش (مردم) را به فنا و نیستی خبر داد، پس برای ایشان به گرفتاری خود، گرفتاری (آخرت) را نشان داد و آنان را به شادی خویش، به شادی (آخرت) آرزومند گردانید؟
شب می‏کند با تندرستی و بامداد کند در سختی و اندوه برای ترغیب و خواستاری (طاعت و کار آخرت) و ترس و بیم بر حذر بودن (از معصیت و نافرمانی). پس در بامداد پشیمانی (رستاخیز که اعمال آشکار می‏گردد)، گروهی از مردم (بدکاران) آن را نکوهش می‏کنند و دیگران (نیکوکاران)، روز قیامت آن را بستانید (از آن خوشنودند) که دنیا (آخرت را) یادآوری‏شان کرده و آنان هم (آن را) به یاد آورند و آن‏ها را خبر داد و ایشان هم تصدیق نمودند و آنان را پند داد و آن‏ها هم پذیرفتند (و به سعادت جاوید رسیدند).14

4 ـ ضرورت انتفاع از نعمت‏ های الهی

ان الدنیا دار غنی لمن تزود منها16
دنیا سرای توانگری است برای کسیکه از آن توشه بردارد.

امام علی علیه السلام هنگامی که در بصره برای عیادت یکی از اصحاب خود به نام علاءبن زیاد حارثی وارد خانه‏ی او شد، چون فراخی خانه را دید، فرمود:

ما کنت تصنع بسعه هذه الدار فی الدنیا. و أنت الیها فی الاخره کنت احوج و بلی ان شئت بلغت بها الاخره تقری فیها الضیف، و تصل فیها الرحم، و تطلع منها الحقوق مطالعها، فاذا انت قد بلغت بها الاخره.

با فراخ بودن این خانه در دنیا چه کردی؟ و حال آن که تو به فراخی آن در آخرت نیازمندتر هستی؟ (زیرا در این خانه بیش از چند روز نمی‏مانی و در آن خانه همیشه خواهی بود) آری اگر بخواهی با فراخی این خانه فراخی خانه‏ ی آخرت را هم دریابی، «در آن پذیرایی میهمان کن»، «با خویشاوندان پیوسته باش»، «و حقوق شرعیه را از آن آشکار کن» که در این صورت به واسطه‏ ی فراخی این خانه، فراخی خانه‏ ی آخرت را دریافته‏ ای.

علاء بن زیاد به حضرت عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! از برادرم عاصم ابن زیاد به تو شکایت می‏کنم. آن بزرگوار فرمود: برای چه؟ گفت: گلیمی پوشیده و از دنیا دوری گزیده است. حضرت فرمود: او را به نزد من بیاورید. چون آمده فرمود:
یا عدی نفسه لقد استهام بک الخبیث اما رحمت اهلک و ولدک؟ أتری اللّه احل لک الطیبات و هو یکره ان تاخذها؟ أنت اهون علی اللّه من ذلک.
ای عدی! دشمنک خود (شیطان) پلید ناپاک، خواسته تو را سرگردان کند (که به این راهت وا داشته و آن را در نظرت آراسته است)؟ آیا به زن و فرزندت رحم نکردی؟ آیا باورت این است که خداوند برای تو پاکیزه‏ها را حلال کرده و کراهت دارد و نمی‏خواهد که تو از آن‏ها بهره‏مند گردی؟ در صورتی که قرآن کریم می‏فرماید: قل من حرم زینه‏الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق.17

بگو چه کسی حرام کرده است آرایش و روزهای پاکیزه‏ای را که خداوند برای بندگانش مقرر فرموده است؟ تو پست‏تری از این که خداوند نعمتی را به تو حلال کند و نخواهد که از آن بهره‏گیری.

5 ـ سرای عبرت آموزی و موعظه

الدنیا دار موعظه لمن اتعظ بها18
دنیا خانه موعظه است برای کسی که از آن پند پذیرد.

و من عبرها ان المرء یشرف علی امله، فیقتطعه حضور اجله، فلا أمل یدرک و لا مؤمل یترک.19
از جمله اسباب عبرت‏ها، آن است که مردی نزدیک می‏شود که به آرزوی خود برسد، رسیدن مرگ نومیدش می‏گرداند، پس نه آرزویی دریافته می‏شود و نه آن مرد رها می‏گردد.

آن امور دنیوی که موجب عبرت می‏باشند:
انسان به آرزویش نزدیک می‏گردد، یعنی مدت‏ها زحمت و مشقت را متحمل می‏شود و وصول را انتظار می‏کشد، ولی همین که به آرزویش نزدیک شد، ناگهان پیک اجل بر سر او می‏تازد و بساط آمادگی‏ها و دل خوشی‏های او را برای برخورداری از آرزویی که سالیانی متمادی در انتظار عملی شدن آن، چشم به راه دوخته بود، بر می‏چیند و بدون اینکه خیال و آرزو او را رها کند، از تحقق یافتن آرزو محروم می‏شود.20

هر که بینی هدف تیر اجل می‏باشد
بهر یغمای مصایب چه محل می‏باشد

جرعه‏ ای نوش نباشد که در آن نیش نیست
لقمه ای نیست که خالی زخلل می‏باشد21

6 ـ فریب انسان از خود، نه از دنیا

متی استهوتک أم متی غرتک22
از کجا و چه وقت دنیا تو را سرگردان نمود.

حضرت علی علیه ‏السلام می‏فرماید:
و به حق و درستی می‏گویم (که در واقع) دنیا تو را فریب نداده بلکه تو به آن فریفته شده‏ای. دنیا برای تو پندها هویدا ساخته و تو را به عدل و برابری آگاه کرده است و به وعده‏هایی که به تو می‏دهد، از قبیل رسیدن درد به اندامت و کم شدن توانایی‏ات، راستگوتر و وفادارتر است از آن که با تو دروغ گوید یا تو را بفریبد و بسا پنددهنده است آن که تو او را متهم می‏نمایی و بسا خبر راست، آن را که دروغ می‏شماری.

و اگر بخواهی دنیا را در شهرهای ویران و خانه های خالی بشناسی، آن را از راه این که تو را نیکو یاد آورنده و پند دهنده‏ای است، می‏یابی او را مانند یار مهربان بر خود که بخل دارد، از این که تو را به تباهی رساند (از این رو نباید بگویی مرا بفریفت؛ زیرا اگر دنیا تو را فریب می‏داد، عبرت‏ هایش را از تو پنهان می‏ساخت).23

و خوب سرایی است برای کسی که به آن دل نبسته و خوب جایی است برای کسی که آن را وطن (محل اقامت همیشگی خویش) قرار نداده است و نیک بختان اهل دنیا فردای (قیامت)، کسانی هستند که امروز از دنیا می‏گریزند.

هرچند امام علی علیه‏السلام در بسیاری از خطبه‏ ها می‏فرماید که دنیا مغرور کننده و فریباست، ولی در برخی خطبه‏ ها مانند جمله‏ ی یاد شده می‏فرماید: دنیا هرگز فریب نمی‏دهد. این انسان بی‏خرد است که فریب می‏خورد. دنیا ابزاری بیش نیست. دنیا وقتی فریب می‏دهد که زیر پوشش نیرنگ آن، تلخی‏ هایش را بپوشاند. در حالی که دنیا هم ظاهر زیبا و هم درون تلخ را نشان می‏دهد، هم آن بعد نشاط آور و هم بعد اندوهناک را، هر دو را نشان می‏دهد و نمی‏تواند فریب کار باشد. بنابراین دنیا ابزار فریب است نه عامل فریب.

زکی از تو دل برده دنیای زیبا
فریب تو کی داده است آن فریبا؟24

زیرا دنیا دو چهره دارد که هر دو را با هم نشان می‏دهد و فراز و نشیب‏ هایش ـ هر دو ـ را نشان می‏دهد. گورستان و مرگ و بیمارستان را هم ارایه می‏دهد. اگر جوانی و تنومندی را نشان می‏دهد، پیری و سالمندی، بیماری و نگرانی را هم نشان می‏دهد.

او زنگ خطر زد که سن از چهل گذشت دیگر لذایذ هرچه بود تمام شد. اگر هم آینده‏ی خوبی باشد تازه مثل گذشته است.

دنیا وعید داد و به وعیدش هم عمل کرد.
دنیا گفت: من دو صفحه دارم (صفحه‏ ی نشاط ـ صفحه‏ ی اندوه).
دنیا دوست و مشفقی است که هرچه دارد، بی‏ پرده نشان می‏دهد.
عامل فریب نفس انسان است و باعث فریب انسان می‏شود؛ زیرا بُعد زیبای دنیا را می‏بیند و به آن دلباخته می‏شود و زشتی‏ هایش را نمی‏بیند. آن را به چشم هدف می‏بیند و فریب می‏ خورد. بنابراین نفس انسان، دنیای مورد علاقه ‏ی او را زیبا نشان می‏دهد، حتی زشتی‏ هایش را زیبا جلوه می‏دهد.

بل سوّلت لکم انفسکم.25
بلکه آراست برای شما نفس‏ های شما…

وقتی دنیا ابزار است، نقش فاعلی ندارد و فریبنده نیست، بلکه شیطان با حربه‏ی فریب یعنی وسوسه ‏ی نفس، انسان را فریب می‏دهد. آن گاه انسان فریب خورده هر کار و خلافی را انجام می‏دهد. امّا انسانی که فریب دنیا را نخورده، سختی‏ ها را تحمل می‏کند و نمی‏گذارد به هدف و آیین الهی آسیب برسد.26

انسانی که فریب دنیا را خورده است، هر روز به یک سمت گرایش دارد.
در شرح ابن ابی الحدید در توضیح این امر می‏گوید: وقتی یک چیزی را دوست داشته باشی، محبت آن، تو را کر و کور می‏کند. به همین خاطر چون انسان نفس خود را دوست دارد، نمی‏ تواند عیوب خود را دریابد و فریب می‏خورد.27
خلاصه و جمع بندی

ویژگی دنیا

ـ سرای راستی است.
ـ دار سلامتی است.
ـ جای عبادت و بندگی دوستان خدا است.
ـ محل نمازگزاردن فرشتگان خدا است.
ـ محل فرود آمدن وحی الهی است.
ـ سرای تجارت و بازرگانی دوستان خدا است که در آن رحمت و فضل او را به دست می‏آورند و سودشان بهشت است.
ـ محل اکتساب کمال‏ها و مقام‏های معنوی است.
ـ مزرعه‏ ی آخرت و ماده‏ی همه ‏ی نعم بهشتی و نقم جهنمی است.
ـ مؤمن به چشم عبرت به آن می‏نگرد و به اندازه‏ی نیاز روزی به دست می‏آورد.
ـ انسان‏ها را به صفات نیک و بدش هشدار داده و آگاه می‏کند.
ـ مردم را از فانی بودن باخبر ساخته است.
ـ سرای عبرت آموزی و موعظه است.
ـ اگر وسیله‏ ی کسب کمال معنوی باشد، پسندیده و اگر خود، هدف و منظور واقع شود، ناپسند و مذموم است.
ـ انسان را فریب نمی‏دهد؛ زیرا زشتی‏ ها و زیبایی‏ هایش را با هم نشان می‏دهد.
ـ عامل فریب نفس انسان است.
ـ ابزار است و نقش فاعلی ندارد. شیطان با وسوسه‏ ی نفس، انسان را فریب می‏دهد.
ز کی از تو دل برده دنیای زیبا
فریب تو کی داده است آن فریبا؟

_________________________________________________________________________________پی نوشت :
1ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى 214، فراز 10.
2ـ همان، حکمت 126، فراز 3.
انّ الدنیا دار صدق لمن صدقها، و دار عافیه لمن فهم عنها، و دار غنى لمن تزوّد منها، و دار موعظه لمن اتعظ بها، مسجد احبّاء اللّه، و مصلّى ملائکه اللّه و مهبط وحى اللّه، و متجر اولیاءاللّه، اکتسبوا فیها الرحمه، و ربحوا فیها الجنه.
3ـ تصنیف نهج البلاغه، صص 886 ـ 887.
4ـ منهاج البراعة، ج 21، ص 204.
5ـ حکمت نظرى و عملى در نهج‏البلاغه، صص 151 ـ 165 تلخیص.
6ـ اربعین حدیث، صص 118، 123 و 124.
7ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 126.
8ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 359، فراز 5.
9ـ منهاج البراعة، ج 21، ص 451.
10ـ شگفتى‏هاى نهج‏البلاغه، ص 66.
11ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ ى 221، فراز 9.
12ـ جستجویى در نهج البلاغه، ص 224 ـ 234.
13ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 126.
14ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 126، فراز 1 تا 5.
الذام للدنیا المغتر بغرورها المنخدع باباطیلها أتغتر بالدنیا ثم تذمها انت المتجرم علیها ام هى المتجرمه علیک.
متى استهوتک ام متى غرتک؟ أبمصارع ابائک من البلى أبمضاجع امهاتک تحت الثرى؟… فمن ذایذمها و قد ادنت ببینها، و نادت بفراقها، و نعت نفسها و اهلها فمثلت لهم ببلائها البلاء، و شوقتهم بسرورها الى السرور؟
راحت بعافیه، و ابتکرت بفجیعه، ترغیبا و ترهیبا و تخویفا و تحذیرا فذمها رجال غداالندامه، و حمدها اخرون یوم القیامه، ذکرتهم الدنیا فتذکروا، و حدثتهم فصدقوا، و وعظتهم فاتّعظوا.
16ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 126.
17ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى 200.
18ـ غررالحکم، ج 2، ص 652.
19ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى 113، فراز 13.
20ـ ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج 21، صص 151 ـ 185 تلخیص.
21ـ منهاج البراعه، ج 21، ص 266.
22ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 126.
23ـ همان، خطبه‏ى 214، فراز 8 تا 12.
و حقا اقول ما الدنیا غرتک و لکن بها اغتررت و لقد کاشفتک العظات و اذنتک على سواء، و لهى بما تعدک من نزول البلاء بجسمک و النّقص فى قوتک أصدق و أوفى من أن تکذبک او تغرک و لرب ناصح لها عندک متهم، و صادق من خبرها مکذب.
و لئن تعرفتها فى الدیار الخاویه، و الربوع الخالیه، لتجدنها من حسن تذکیرک و بلاغ موعظتک، بمحلة الشفیق علیک و الشحیح بک و لنعم دار من لم یرض بها دارا و محل من لم یوطنها محلاً و ان السعداء بالدنیا غداهم الهاربون منها الیوم.
24ـ منهاج البراعه، ج 21، ص 204.
25ـ یوسف، 83.
26ـ حکمت نظرى و عملى در نهج البلاغه، صص 151 ـ 165 تلخیص.
27ـ شرح ابن ابى الحدید، ج 2، ص 319.

تهيه و تنظيم : قاسمي سالخورده

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا