
چه نزدیکان ناخلفی که بزرگانی را به خاک سیاه نشاندند
بُن مایه انقلاب اسلامی و جایگاه بی خدشه ولایت فقیه از جمله حقایق غیرقابل انکارند که شبهه افکنی و ابهام زایی هیچ احدالناسی، نخواهد توانست آسیب یا تهدیدی را متوجه آن نماید. در این بین و در طول گذشت بیش از چهار دهه از موجودیت جمهوری اسلامی، اما کم نبوده و نیستند صاحب منصبان، ذی نفوذان و بزرگانی که اگرچه در ابتدا از نیروهای اصیل و پایبند به آرمانهای انقلاب شناخته میشدند، اما به مرور با آتش انداختن یک شبه به کوه اعتبار و آبرویشان، اگرچه پرچم ضدیت با نظام و، ولی فقیه را برافراشتند، اما سرافکندهتر از همیشه، به هیچ توفیقی دست نیافتند!
بُن مایه انقلاب اسلامی و جایگاه بی خدشه ولایت فقیه از جمله حقایق غیرقابل انکارند که شبهه افکنی و ابهام زایی هیچ احدالناسی، نخواهد توانست آسیب یا تهدیدی را متوجه آن نماید. در این بین و در طول گذشت بیش از چهار دهه از موجودیت جمهوری اسلامی اما کم نبوده و نیستند صاحب منصبان، ذی نفوذان و بزرگانی که اگرچه در ابتدا از نیروهای اصیل و پایبند به آرمان های انقلاب شناخته می شدند اما به مرور با آتش انداختن یک شبه به کوه اعتبار و آبرویشان، اگرچه پرچم ضدیت با نظام و ولی فقیه را برافراشتند اما سرافکنده تر از همیشه، به هیچ توفیقی دست نیافتند!
شیخ حسینعلی منتظری از جمله مشهورترین افرادی است که پس از سیدمحمد کاظم شریعتمداری، به مخالفت با امام خمینی(ره) بعنوان ولی فقیه جامع الشرایط پرداخت. عمده مشوق او نیز در این راه، یکی از نزدیکان ناخلف به نام سیدمهدی هاشمی (برادر داماد منتظری) بود که حتی باعث عزل نامبرده از قائم مقامی رهبری نیز شد. درهمین رابطه امام خمینی(ره) در نامه برکناری منتظری از قائم مقامی رهبری با تعابیری تاریخی نوشتند: «تاریخ اسلام پُر است از خیانت بزرگانش به اسلام. به قدری مطالبی که میگفتید دیکته شدۀ منافقین بود که من فایدهای برای جواب به آنها نمیدیدم. در مسئلۀ مهدی هاشمیِ قاتل، شما او را از همۀ متدینین، متدینتر میدانستید. از آنجا که ساده لوح هستید و سریعاً تحریک میشوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد. واللّه قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم.»
طی سالیان اخیر نیز بوده اند معدودی از السابقون انقلاب و روحانیت که هرازگاه به تحریک اطرافیان یا اغراض شخصی و دنیوی، سعی داشته اند تا خدشه ای به جایگاه ولایت وارد آورده و از این نمد پوسیده برای خود کلاهی ببافند. در تازه ترین ورژن از طلحه و زبیرهای معاصر، شیخ محمود امجد، به تحریک فرزند ذکورش محمد امجد، پس از اعدام نیما زم (موسس کانال ضدانقلاب آمدنیوز)، با «شهید» خطاب کردن این جاسوس سرویس های بیگانه، به انتقاد از صدر تا ذیل نظام، بالاخص امام خامنه ای(مدظله) پرداخته است! این درحالیست که نامبرده پیشتر در جریان حوادث مربوط به فتنه ۱۳۸۸ و حوادث پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری نیز به دفاع از آشوبگران پرداخت و در حمایت از ایشان برای مدتی جلای وطن کرد و در مالزی و روسیه ساکن شد!
در نهایت گفتنی است، مسیر تاریخ پر بوده است از خائنانی که به آرمان های اولیه شان پشت پا زدند و پاداشی بهتر از خسران و نفرت ابدی نگرفتند. انقلاب اسلامی نیز اگرچه از این قاعده تاریخی مستثنی نبوده اما توانسته با پالایش خود از زوائد و ناخالصی ها، به مسیر پرفراز و نشیب خود ادامه دهد.
آیت الله خوشوقت مکررا می فرمود امجد را پسرش بیچاره خواهد کرد/ به آقای امجد گفتم پسرت دروغگوست/ آیت الله خوشوقت گفت با امجد ارتباط نگیر، او سقوط کرده است

نکات بیان شده در گفته های آقای امجد را شنیدم و بعنوان کسی که سال ها در دانشگاه به ایشان مراجعه می کردم شرمنده شدم ولی با خود می گفتم که کهولت سن و اثر پذیری از فرزند چه بلاهایی که برسر انسان ها نمی آورد.
اما با شنیدن صحبت های سراسر ننگین محمد امجد، یاد فرمایش حضرت آیه الله خوشوقت افتادم که مکرر می فرمودند که امجد را پسرش محمد بیچاره خواهد کرد.
در ایام فتنه سال ۸۸ با توجه به شرایط آقای امجد و پیغامی که برای بنده فرستاده بود، جلسه ای را در مجموعه شعر آیینی سازمان تبلیغات اسلامی در خیابان سمیه گذاشتیم. حاج آقای فتحی هماهنگ کننده جلسه بود. در بدو ورود حاج آقا امجد به ناگاه پسرشان محمد هم وارد شد و چندین ساعت در حضور آقایان امجد و فتحی ما دو نفر بحث کردیم، در مقابل اطلاعاتی که پیرامون فتنه و خلافگویی سران آن به وی می دادم دائما حاشیه می رفت و اساس رهبری معظم انقلاب را مورد هجمه قرار می داد.
آنچه از ایشان دیدم کم اطلاعی، عقده گشایی و ادعاهای نادرست بود و بعد از جلسه برای دو ادعای وی تحقیق کردم که هر دو ادعای محمد، از اساس کذب بود. سپس به آقای امجد پیغام دادم که پسرتان دروغگوست ولی افسوس …
چندی بعد خدمت حضرت آیه الله خوشوقت رسیدم و بر ضرورت حفظ ارتباط با آقای امجد با ایشان صحبت کردم پاسخ آن مرد الهی این بود، با آقای امجد دیگر ارتباط نگیر، ایشان سقوط کرد و بعد اضافه نمودند که از ابتدا هم لجباز بود و در مسیر درست قرار نداشت. روح آن عارف بزرگ شاد و با حضرت امیرالمومنین علیه السلام محشور باد که آنچه ما در آینه صاف نمی دیدیم در خشت خام می دید.
از آنچه این پدر و پسر گفتند بیزاری می جوییم و به خدا پناه می بریم.