به گزارش روابطعمومی حوزه علمیه خراسان، جلسه پنجم سلسله دروس اندیشه اسلامی با حضور آيتالله العظمي جعفر سبحاني در مدرسه علمیه عالی نواب برگزار شد.
حضرت آیتالله سبحانی در ابتدا با اشاره به شبهه جلسه گذشته، گفتند: برخی معتقدند نباید مباحث عقلانی را بحث کرد، زیرا مبادی این مباحث دست ما نیست، قرآن این مسائل را مطرح کرده و زحمت را از دوش ما برداشته و ما فقط اجازه بحث از حسیات را داریم.
ایشان با تأکید بر اینکه باید به قرآن تکیه کرد، گفتند: چطور میگویید نباید در مباحث عقلی بحث کرد در حالی که قرآن به تعقل دعوت کرده و برهانهای عقلی میآورد؛ مثلا در بحث توحید ذاتی میفرماید: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ» (شوری، ۱۱)
ایشان افزودند: قرآن در خصوص توحید در خالقیت و اینکه خالقی جز خدا در جهان نیست میفرماید: «مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَٰهٍ»؛ در اینجا باید توجه کرد که «اله» بهمعنای معبود نیست و این از لغزشهای مترجمان قرآن است که اله را به خداوند ترجمه نمیکنند.
این مرجع تقلید با اشاره به ادامه آیه، گفتند: اگر این جهان دو خدا داشت، دو خدا متباین خواهند بود و دو مخلوق و اثر خواهند داشت، بنابراین مخلوق یکی بر دیگری برتری میداشت و انسجام کنونی وجود نداشت: «إِذًا لَذَهَبَ كُلُّ إِلَٰهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ».
ایشان با اشاره به برهان قرآنی درباره توحید ربوبی، گفتند: توحید در خالقیت، توحید آفریدگار است اما توحید ربوبی توحید در تربیت و مدبر است که قرآن میفرماید همان کسی که خالق است همان هم مدبر است: «لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا» (انبیاء، ۲۲): در اینجا هم اگر دو مدبر بود مسلما تدبیرشان با هم مباین بود و باعث فساد میشد.
ایشان با اشاره به اینکه در سورههای مکی بعد از بحث از خالقیت، مدبریت هم مطرح میشود، مثل سوره رعد، گفتند: در آیه «أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْ ءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ»، (طورف ۳۵) دو مسئله عقلی مطرح میشود، اولی مخلوق بدون خالق و دومی اینکه خالقیت انسان مربوط به خودش باشد.
حضرت آیتالله سبحانی تصریح کردند: در دانشگاه مطرح میشود که ماوراء طبیعت به درد ما نمیخورد و فقط چیزهایی باید بررسی شود که در آزمایشگاه بتوان آزمایش کرد یعنی حسیات، اما همان اسلامی که ما را به محسوسات دعوت میکند به تفکر در آسمانها و زمین هم دعوت میکند: «وَ يَتَفَکَّرُونَ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ». (آل عمران، ۱۹۱)
شبهه هفتم (پاسخ در جلسه آینده)
ایشان در بخش دیگری از سخنانشان گفتند: شبهه بعدی در امامیه بیشتر مطرح میشود و آن اینکه در حکمت، معاد را روحانی میدانند در حالی که قرآن مجید اصرار بر معاد جسمانی دارد، آنهم معاد جسمانی عنصری نه برزخی: «قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ»، (سی، ۷۹) یا داستان ازیر و مثالهای دیگری که قرآن میآورد.
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه البته ممکن است برخی فلاسفه این را بگویند ولی همه این را نمیگویند، گفتند: مثلا شیخالرئیس در کتاب اشارات وقتی به معاد میرسد میگوید: معاد روحانی را با برهان ثابت میکنم ولی جسمانی را برهان نداریم و چون شریعت مقدس گفته میپذیریم.
ایشان افزودند: صدرالمتألهین هم در شرح هدایه اثیریه، همان حرف شیخالرئیس را زده و صریحا معاد جسمانی عنصری را قبول میکند، البته در کتاب دیگرش خلاف آن را گفته ولی طوری نیست که بتوان گفت اول کدام را گفته است.
ایشان در پایان گفتند: حکیم سبزواری نیز قائل به جمع بین هر دو معاد جسمانی و روحانی است، چون انسان را مرکب از بدن و نفس میداند که هر کدام کمال و مجازات خود را دارد؛ بنابراین نباید تهمت بیجا زد که همه فلاسفه معاد جسمانی را قبول ندارند.